📘 توضیح سه‌پاراگرافی:

در این راهنما، استراتژی به‌عنوان تصمیمات سطح بالایی تعریف می‌شود که تعیین می‌کند سازمان چگونه در بازار متمایز شود و به اهداف نهایی خود دست یابد. این تصمیمات معمولاً بلندمدت، گسترده و جهت‌دهنده هستند و به‌صورت “ستون‌های استراتژیک” یا “تم‌های استراتژیک” بیان می‌شوند.

در مقابل، OKRها ابزارهایی هستند برای اجرای استراتژی. آن‌ها شامل اهداف مشخص و نتایج کلیدی قابل اندازه‌گیری هستند که در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت (معمولاً فصلی) تعیین می‌شوند. OKRها به تیم‌ها کمک می‌کنند تا تمرکز خود را بر روی اقدامات مهم حفظ کرده و پیشرفت خود را بسنجند.

این راهنما نشان می‌دهد که چگونه استراتژی و OKRها مکمل یکدیگر هستند: استراتژی مسیر کلی را تعیین می‌کند و OKRها گام‌های عملی برای پیمودن این مسیر را مشخص می‌کنند. همچنین، نکاتی درباره‌ی اهمیت پیگیری منظم، تعیین مسئول برای هر OKR و محدود کردن تعداد OKRها برای حفظ تمرکز ارائه شده است.


✅ ده نکته مهم از این راهنما:

  1. استراتژی تصمیم است؛ OKR اجرا.
    استراتژی تعیین می‌کند که سازمان چگونه برنده شود؛ OKRها اقدامات لازم برای تحقق این تصمیمات را مشخص می‌کنند.

  2. استراتژی بلندمدت است؛ OKR کوتاه‌مدت.
    ستون‌های استراتژیک معمولاً برای سال‌ها ثابت می‌مانند، در حالی که OKRها هر فصل به‌روزرسانی می‌شوند.

  3. استراتژی گسترده است؛ OKR خاص.
    استراتژی کل سازمان را در بر می‌گیرد؛ OKRها معمولاً برای تیم‌ها یا افراد خاص تعریف می‌شوند.

  4. استراتژی جهت‌دهنده است؛ OKR عملیاتی.
    استراتژی مسیر را نشان می‌دهد؛ OKRها گام‌های عملی برای حرکت در این مسیر را تعیین می‌کنند.

  5. استراتژی تغییرات بزرگ را هدایت می‌کند؛ OKR بهبودهای مستمر را.
    استراتژی تمرکز بر تمایز و نوآوری دارد؛ OKRها بر بهبود عملکرد و حل مشکلات متمرکز هستند.

  6. استراتژی نیاز به تعهد دارد؛ OKR نیاز به پیگیری.
    استراتژی باید توسط رهبری سازمان حمایت شود؛ OKRها نیاز به بررسی و به‌روزرسانی منظم دارند.

  7. استراتژی ثابت‌تر است؛ OKR انعطاف‌پذیرتر.
    استراتژی به‌ندرت تغییر می‌کند؛ OKRها می‌توانند بر اساس شرایط و بازخوردها تنظیم شوند.

  8. استراتژی الهام‌بخش است؛ OKR انگیزه‌بخش.
    استراتژی چشم‌انداز کلی را ارائه می‌دهد؛ OKRها اهداف قابل دستیابی و ملموس را تعیین می‌کنند.

  9. استراتژی نیاز به ارتباط دارد؛ OKR نیاز به شفافیت.
    استراتژی باید به‌خوبی در سازمان منتقل شود؛ OKRها باید برای همه قابل مشاهده و قابل درک باشند.

  10. استراتژی و OKR باید هم‌راستا باشند.
    OKRها باید در راستای تحقق استراتژی سازمان تعریف شوند تا هماهنگی و تمرکز حفظ شود.


🎯 چرا این فایل برای مخاطب مفید است؟

این راهنما به‌طور خلاصه و شفاف تفاوت‌ها و ارتباط بین استراتژی و OKRها را توضیح می‌دهد. برای مدیران، رهبران تیم و مشاوران سازمانی که به دنبال درک بهتر و اجرای مؤثرتر استراتژی و OKRها هستند، این فایل می‌تواند راهنمایی عملی و کاربردی ارائه دهد.


👥 این فایل به درد چه افرادی می‌خورد؟

  • مدیران ارشد و رهبران سازمانی که مسئول تعیین و اجرای استراتژی هستند.

  • مدیران منابع انسانی و عملکرد که به دنبال پیاده‌سازی OKRها در سازمان هستند.

  • مشاوران کسب‌وکار و استراتژی که به شرکت‌ها در تعیین مسیر رشد کمک می‌کنند.

  • تیم‌های عملیاتی و پروژه‌ای که نیاز به هم‌راستایی با اهداف استراتژیک دارند.LinkedIn+1Scribd+1


❓ ده سؤال پرتکرار و پاسخ آن‌ها:

  1. استراتژی چیست؟
    استراتژی مجموعه‌ای از تصمیمات سطح بالا است که تعیین می‌کند سازمان چگونه در بازار متمایز شود و به اهداف نهایی خود دست یابد.

  2. OKR چیست؟
    OKR مخفف “Objectives and Key Results” است و چارچوبی برای تعیین اهداف مشخص و نتایج کلیدی قابل اندازه‌گیری در بازه‌های زمانی کوتاه‌مدت است.

  3. تفاوت اصلی بین استراتژی و OKR چیست؟
    استراتژی مسیر کلی و تصمیمات بلندمدت را تعیین می‌کند؛ OKRها گام‌های عملی و کوتاه‌مدت برای حرکت در این مسیر را مشخص می‌کنند.

  4. آیا می‌توان بدون استراتژی از OKR استفاده کرد؟
    استفاده از OKR بدون استراتژی ممکن است منجر به تلاش‌های پراکنده و بدون جهت شود؛ بنابراین، داشتن استراتژی مشخص برای مؤثر بودن OKRها ضروری است.

  5. چگونه OKRها را با استراتژی هم‌راستا کنیم؟
    با تعیین OKRهایی که مستقیماً به تحقق اهداف استراتژیک کمک می‌کنند و اطمینان از اینکه هر OKR به یکی از ستون‌های استراتژیک مرتبط است.

  6. چه تعداد OKR باید تعریف کنیم؟
    توصیه می‌شود برای هر تیم یا فرد بین ۳ تا ۵ OKR تعریف شود تا تمرکز حفظ شود و از پراکندگی جلوگیری گردد.

  7. چه مدت زمانی برای OKRها مناسب است؟
    معمولاً OKRها برای بازه‌های زمانی فصلی (سه‌ماهه) تعریف می‌شوند تا امکان پیگیری و ارزیابی منظم فراهم شود.

  8. چه کسی مسئول پیگیری OKRهاست؟
    برای هر OKR باید یک مسئول مشخص شود که وظیفه پیگیری پیشرفت و به‌روزرسانی وضعیت آن را بر عهده دارد.

  9. آیا می‌توان OKRها را تغییر داد؟
    در صورت تغییر شرایط یا دریافت بازخوردهای جدید، می‌توان OKRها را بازنگری و تنظیم کرد؛ اما این کار باید با دقت و با در نظر گرفتن اهداف استراتژیک انجام شود.

  10. چگونه موفقیت OKRها را اندازه‌گیری کنیم؟
    با بررسی میزان تحقق نتایج کلیدی (Key Results) و ارزیابی تأثیر آن‌ها بر پیشرفت به سوی اهداف استراتژیک.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ابزارهای مرتبط

حرکت واقعی با OKRهای لین: دستیابی به اهداف بلندپروازانه با اهداف و نتایج کلیدی

رایگان