📘 توضیح سهپاراگرافی:
در این راهنما، استراتژی بهعنوان تصمیمات سطح بالایی تعریف میشود که تعیین میکند سازمان چگونه در بازار متمایز شود و به اهداف نهایی خود دست یابد. این تصمیمات معمولاً بلندمدت، گسترده و جهتدهنده هستند و بهصورت “ستونهای استراتژیک” یا “تمهای استراتژیک” بیان میشوند.
در مقابل، OKRها ابزارهایی هستند برای اجرای استراتژی. آنها شامل اهداف مشخص و نتایج کلیدی قابل اندازهگیری هستند که در بازههای زمانی کوتاهمدت (معمولاً فصلی) تعیین میشوند. OKRها به تیمها کمک میکنند تا تمرکز خود را بر روی اقدامات مهم حفظ کرده و پیشرفت خود را بسنجند.
این راهنما نشان میدهد که چگونه استراتژی و OKRها مکمل یکدیگر هستند: استراتژی مسیر کلی را تعیین میکند و OKRها گامهای عملی برای پیمودن این مسیر را مشخص میکنند. همچنین، نکاتی دربارهی اهمیت پیگیری منظم، تعیین مسئول برای هر OKR و محدود کردن تعداد OKRها برای حفظ تمرکز ارائه شده است.
✅ ده نکته مهم از این راهنما:
-
استراتژی تصمیم است؛ OKR اجرا.
استراتژی تعیین میکند که سازمان چگونه برنده شود؛ OKRها اقدامات لازم برای تحقق این تصمیمات را مشخص میکنند. -
استراتژی بلندمدت است؛ OKR کوتاهمدت.
ستونهای استراتژیک معمولاً برای سالها ثابت میمانند، در حالی که OKRها هر فصل بهروزرسانی میشوند. -
استراتژی گسترده است؛ OKR خاص.
استراتژی کل سازمان را در بر میگیرد؛ OKRها معمولاً برای تیمها یا افراد خاص تعریف میشوند. -
استراتژی جهتدهنده است؛ OKR عملیاتی.
استراتژی مسیر را نشان میدهد؛ OKRها گامهای عملی برای حرکت در این مسیر را تعیین میکنند. -
استراتژی تغییرات بزرگ را هدایت میکند؛ OKR بهبودهای مستمر را.
استراتژی تمرکز بر تمایز و نوآوری دارد؛ OKRها بر بهبود عملکرد و حل مشکلات متمرکز هستند. -
استراتژی نیاز به تعهد دارد؛ OKR نیاز به پیگیری.
استراتژی باید توسط رهبری سازمان حمایت شود؛ OKRها نیاز به بررسی و بهروزرسانی منظم دارند. -
استراتژی ثابتتر است؛ OKR انعطافپذیرتر.
استراتژی بهندرت تغییر میکند؛ OKRها میتوانند بر اساس شرایط و بازخوردها تنظیم شوند. -
استراتژی الهامبخش است؛ OKR انگیزهبخش.
استراتژی چشمانداز کلی را ارائه میدهد؛ OKRها اهداف قابل دستیابی و ملموس را تعیین میکنند. -
استراتژی نیاز به ارتباط دارد؛ OKR نیاز به شفافیت.
استراتژی باید بهخوبی در سازمان منتقل شود؛ OKRها باید برای همه قابل مشاهده و قابل درک باشند. -
استراتژی و OKR باید همراستا باشند.
OKRها باید در راستای تحقق استراتژی سازمان تعریف شوند تا هماهنگی و تمرکز حفظ شود.
🎯 چرا این فایل برای مخاطب مفید است؟
این راهنما بهطور خلاصه و شفاف تفاوتها و ارتباط بین استراتژی و OKRها را توضیح میدهد. برای مدیران، رهبران تیم و مشاوران سازمانی که به دنبال درک بهتر و اجرای مؤثرتر استراتژی و OKRها هستند، این فایل میتواند راهنمایی عملی و کاربردی ارائه دهد.
👥 این فایل به درد چه افرادی میخورد؟
-
مدیران ارشد و رهبران سازمانی که مسئول تعیین و اجرای استراتژی هستند.
-
مدیران منابع انسانی و عملکرد که به دنبال پیادهسازی OKRها در سازمان هستند.
-
مشاوران کسبوکار و استراتژی که به شرکتها در تعیین مسیر رشد کمک میکنند.
-
تیمهای عملیاتی و پروژهای که نیاز به همراستایی با اهداف استراتژیک دارند.LinkedIn+1Scribd+1
❓ ده سؤال پرتکرار و پاسخ آنها:
-
استراتژی چیست؟
استراتژی مجموعهای از تصمیمات سطح بالا است که تعیین میکند سازمان چگونه در بازار متمایز شود و به اهداف نهایی خود دست یابد. -
OKR چیست؟
OKR مخفف “Objectives and Key Results” است و چارچوبی برای تعیین اهداف مشخص و نتایج کلیدی قابل اندازهگیری در بازههای زمانی کوتاهمدت است. -
تفاوت اصلی بین استراتژی و OKR چیست؟
استراتژی مسیر کلی و تصمیمات بلندمدت را تعیین میکند؛ OKRها گامهای عملی و کوتاهمدت برای حرکت در این مسیر را مشخص میکنند. -
آیا میتوان بدون استراتژی از OKR استفاده کرد؟
استفاده از OKR بدون استراتژی ممکن است منجر به تلاشهای پراکنده و بدون جهت شود؛ بنابراین، داشتن استراتژی مشخص برای مؤثر بودن OKRها ضروری است. -
چگونه OKRها را با استراتژی همراستا کنیم؟
با تعیین OKRهایی که مستقیماً به تحقق اهداف استراتژیک کمک میکنند و اطمینان از اینکه هر OKR به یکی از ستونهای استراتژیک مرتبط است. -
چه تعداد OKR باید تعریف کنیم؟
توصیه میشود برای هر تیم یا فرد بین ۳ تا ۵ OKR تعریف شود تا تمرکز حفظ شود و از پراکندگی جلوگیری گردد. -
چه مدت زمانی برای OKRها مناسب است؟
معمولاً OKRها برای بازههای زمانی فصلی (سهماهه) تعریف میشوند تا امکان پیگیری و ارزیابی منظم فراهم شود. -
چه کسی مسئول پیگیری OKRهاست؟
برای هر OKR باید یک مسئول مشخص شود که وظیفه پیگیری پیشرفت و بهروزرسانی وضعیت آن را بر عهده دارد. -
آیا میتوان OKRها را تغییر داد؟
در صورت تغییر شرایط یا دریافت بازخوردهای جدید، میتوان OKRها را بازنگری و تنظیم کرد؛ اما این کار باید با دقت و با در نظر گرفتن اهداف استراتژیک انجام شود. -
چگونه موفقیت OKRها را اندازهگیری کنیم؟
با بررسی میزان تحقق نتایج کلیدی (Key Results) و ارزیابی تأثیر آنها بر پیشرفت به سوی اهداف استراتژیک.